الملا فتح الله الكاشاني
186
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
خواهد بود و يا آنكه لام براى عاقبت باشد نه علت يعنى ادميان در طريق فساد كه گمراهى و ستمكاريست سلوك نمودند تا عاقبت و سرانجام كار ايشان به اين كشيد كه بچشاند خداى بعضى جزاى كردار ايشان را در دنيا از رفع خير و بركت و خصب ايشان و ايقاع طاعون و غير آن از انواع بليه در ميان ايشان * ( لَعَلَّهُمْ ) * تا شايد كه ايشان بچشيدن اين بعضى جزا * ( يَرْجِعُونَ ) * بازگردند از شرك بتوحيد و از معصيت بطاعت يا باز گردند آن كسانى كه بعد از ايشان باشند از معاصى و قبايحى كه ايشان ميكردند نزد محققان مراد از بر نفس است و از بحر قلب و ابو بكر واسطى گفته كه هر كه بحر دل او ترك مراقبت نمايد فاسد گردد و ظاهر شود فساد بر نفس او و قشيرى آورده كه فساد بر نفس به ارتكاب محظور است و فساد بحر دل باخلاق ذميمه و وقوف بر رسوم و عادات و در حقايق سلمى مذكور است كه بر لسان علماء ظاهر است و بحر زبان اهل تحقيق فساد لسان علما بتاويلات فاسده باشد و فساد لسان عرفا بدعاوى باطله * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) مشركان را كه * ( سِيرُوا فِي الأَرْضِ ) * برويد در زمين امم ماضيه * ( فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ ) * پس بنگريد كه چگونه بود * ( عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ ) * سر انجام آنان كه پيش از ايشان بودند از ملوك عاتيه و قرون عاصيه تا معلوم كنيد مصداق قول مذكور را و متحقق شويد بصدق آن از مشاهدهء اينكه قصور ايشان قبور شد و محاضر ايشان مقابر گشته و از ايشان نه عين باقى مانده و نه اثر * ( كانَ أَكْثَرُهُمْ ) * بودند بيشتر آن امم كه هلاك شدند * ( مُشْرِكِينَ ) * شرك آرندگان اين استيناف است براى دلالت بر آنكه سوء عاقبت ايشان به جهت فسق شرك و غلبية آن بود در ايشان و يا مراد باكثرهم جميعهم باشد چه استعمال اكثر در مقام جميع در كلام عرب شايع است و يا اينكه مراد اين باشد كه اكثر ايشان به جهت شرك و اقل ايشان به جهت معاصى ديگر هلاك شدند از ابن عباس مروى است كه من قرء القرآن و علمه سار فى الارض لان فيه اخبار الامم هر كه قرآن را بخواند و دانست بايد كه سير كند در زمين چو در او است اخبار امم سابقه تا تيقن او زياده شود و چون كفار مكه از اين مواعظ و زواجر متعظ نميشوند * ( فَأَقِمْ وَجْهَكَ ) * پس راست گردان روى خود را يعنى من جميع الوجوه توجه نما و مستقيم شو * ( لِلدِّينِ الْقَيِّمِ ) * براى كيش راست كه بنهايت استقامت رسيده يعنى بر جادهء دين اسلام ثابت باش * ( مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ ) * پيش از آنكه بيايد * ( يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَه ) * روزى كه بازگردانيدن نيست ترا * ( مِنَ اللَّه ) * از نزديك خداى جار و مجرور متعلق است به ياتى